آتش زبانه می‌کشید.

آبی جوشان و متعفن آورده بودند تا برای رفع تشنگی از آن استفاده کنند، وقتی آن‌را مقابل صورت می‌آوردند پوست و گوشت صورتشان در آن می‌ریخت اما از شدت تشنگی آن‌را می‌خوردند.

حتی نگاه به آن‌ها نیز قابل تحمل نبود.

ناله‌ها و ضجه‌ها فایده‌ای نداشت، باز هم گوشت و پوست بود که روی بدن آن‌ها روییده می‌شد و باز هم عذاب و آتش و آب جوشان متعفن.

تنها درخواستشان مرگ بود که از این عذاب و دردها راحت شوند، اما خبر نداشتند که مرگ هم مرده بود و دیگر وجودی نداشت.

ادامه متن در ادامه مطلب...

 

 

 




برچسب ها :
عواقب ترک نماز ,  ترک نماز ,  داستان عواقب ترک نماز , 

موضوع :
ترک نماز ,  داستان نماز ,