تبلیغات
پایگاه جامع تسبیح | TASBEH - مطالب نماز و شهدا
منوی اصلی
تصویر روز

خرمشهر

عشق جوشید و خرمشهر راکد و خموش و خسته نشد نخل هایش اگرچه خون می خورد ریشه هایش به غم بسته نشد
موضوعات تسبیح
وصیت شهدا در مورد نماز
وصیت شهدا
لینک دوستان تسبیح
" نویسندگان تسبیح
ذکر شمار
اهدا صلوات برای ظهور امام زمان...





آمار تسبیح
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
مسابقات

مسابقه وبلاگ نویسی نماز

سنگر تبلیغات
جستجو در تسبیح
تصویر ویژه

جنگ نرم

مطالب پیشین
آرشیو مطالب تسبیح
صفحات مجزا
تماس با تسبیح

تماس با ما

همکاری با تسبیح

همکاری با تسبیح

لوگوی حمایتی ما
خبر خوان تسبیح
کادر بالا : نام شما ||| کادر پایین: ایمیل شما





Powered by WebGozar

دیگرخدمات
-

ابر برچسب ها
موقعیت شما
پیشنهاد تسبیح
لوگوی دوستان تسبیح

آخرین نماز


همه مجروحین را در یك سنگر جمع كرده بودیم.حجت الاسلام تركان هم مجروح بود.او در گوشه ای از سنگر سرش را به دیوار تكیه داده بود و به نقطه ای خیره مانده بود.لبهای داغمه بسته اش هراز گاه به ذكر باز می شد.بقیه مجروحین گویا رازی مقدس را حس كرده باشند، چشم دوخته بودند به لب تركان، تركان ارادت زاید الوصفی به امام حسن مجتبی (ع) داشت،همه بچه ها از این ارادت آگاه بودند.به هر بهانه و مناسبتی ذكر مصیبت آن امام را می گفت.
ناگهان لحن تركان عوض شد، انگار كه مورد خطاب قرار گرفته باشد، با ادب و احترام خاص به همان نقطه سنگر خیره بود گفت: ( خیر نخوانده ام) چند لحظه بعد دوباره گفت: ( چشم الان می خوانم) و بعد شروع كرد به خواندن نماز.كلمات به سختی از لبانش خارج می شد گاهی در بین نماز خاموش می ماند بی هیچ حرفی، باز دوباره لبهایش به جنبش در می آمد.مجروحین می گفتند كه امام، كلمات نماز را به او تلقین می كند♦♦♦




برچسب ها :
تسبیح ,  نماز ,  پوستر نماز ,  حدیث نماز ,  داستان نماز ,  شعر نماز ,  داستان در مورد نماز رزمندگان , 

موضوع :
نماز و شهدا ,  نماز اوّل وقت ,  فضایل نماز ,  داستان نماز , 

نماز شب در قبر ! (شهیدان حسین و ابوالفضل قربانى) 
عملیات پیروزمد خیبر در جزیره ى مجنون در جریان بود، قراربود پس ازشكستن خط ، یگان ما كه در سه راه فتح مستقر بود به سمت بصره پیشروى كند. دشمن بعثی با آگاهی نسبى از این اخبار،دست به مقاومت شدید زد و علاوه بر جنگ روانی شدید و بمباران ها وحملات شدید شیمیایی، با آنچه داشت شبانه روز آتش بر سررزمندگان ریخت.
 
دراین میان دو برادر به نام هاى حسین و ابوالفضل قربانى با حالات معنوى خود كل گردان را متاثر كرده و چون خورشیدى فروزان نورافشانى مىكردند. این دو برادر شهید، فارغ ار حوادث و هرآنچه اتفاق مىافتاد درهر مكانى كه یگان مستقر می شد، قبرى حفرمی كردند وبه خصوص در شب ، نمار می خواندند. هركسی كه بیدارمى شد، آن دو را در حال مناجات و نماز مى دید. چقدر زیبا بود توجه به معبودشان .

 




برچسب ها :
تسبیح ,  نماز ,  پوستر نماز ,  حدیث نماز ,  داستان نماز ,  شعر نماز ,  خاطره نماز از شهدا و زرمندان , 

موضوع :
داستان نماز ,  نماز و شهدا ,