زیبایی حضور

قد قامت الصلوه ، الله اكبر

صف های نماز منظم و بهم فشرده بود سوزن انداز نبود، البته حاج آقا ستوده همیشه یه ده دقیقه ای قبل از اذون می اومد مسجد و سر سجادش می نشست.
واقعاً چه ده دقیقه سودمندی بود، نمازگزارای مسجد میگن قلم و بیان حاجی ستوده تو همین زمان كوتاه گره های زیادی رو باز كرده. امروز آقای آذری، منظورم همین فروشنده سخت افزار كامپیوتر سر كوچه مونه. سر اذون كارپرداز
سمج یه شركت بازرگانی مشتریش بود و همچنین جوندار و با چك روز خریدار بیست تا سیستم كامل با همه تجهیزات. خیلی راحت نمی شد از كنار این معامله گذشت، اونم تو این اوضاع بلبشوی بازار
(ادامه  متن در ادامه مطلب)


زیبایی حضور:

قد قامت الصلوه ، الله اكبر

صف های نماز منظم و بهم فشرده بود سوزن انداز نبود، البته حاج آقا ستوده همیشه یه ده دقیقه ای قبل از اذون می اومد مسجد و سر سجادش می نشست.
واقعاً چه ده دقیقه سودمندی بود، نمازگزارای مسجد میگن قلم و بیان حاجی ستوده تو همین زمان كوتاه گره های زیادی رو باز كرده. امروز آقای آذری، منظورم همین فروشنده سخت افزار كامپیوتر سر كوچه مونه. سر اذون كارپرداز
سمج یه شركت بازرگانی مشتریش بود و همچنین جوندار و با چك روز خریدار بیست تا سیستم كامل با همه تجهیزات. خیلی راحت نمی شد از كنار این معامله گذشت، اونم تو این اوضاع بلبشوی بازار
- ای بابا حالا چه میشد یه ساعت زودتر می اومدی!؟
از صبح پشت میز نشسته و جدول حل كرده و روزنومه خونده حالا یاد خرید افتاده.
بدجوری با خودش غرغر می كرد و می گفت!
هر چی بود سرش تو حسابای دیگه ای هم بود، مگه میشه از ثواب درك یه ركعت نماز جماعت گذشت؟!
چی شد؟ آذری هم نفهمید، ولی مثل این كه فرشته ای پشت كله كارپردازه زده باشد معامله زودتر از اونی كه فكرشو می كرد جوش خورد و فاكتور نوشته شده و قرار شد دو روز بعد بیاد و كامپیوترا رو ببره. دیگر نفهمید چطوری در مغازه رو قفل كرد. شكسته بسته وضو گرفت. نماز اول تموم شده بود، مكبر خوش صدا و با حال مسجد داشت تعقیبات می خوند.
- خدایا! یعنی تو مسجد به این بزرگی یه قد جا برای ما پیدا نمیشه؟!
صفا را یكی یكی رفت جلو نه، خواهش و التماس و چرب زبونی هم نتوانست براش جایی پیدا كنه. اگه بیشتر جلو می رفت باید یكی خودش می شد امام!
ایلیا شاگرد سوپری همسایه آقای آذری كه جوون باحال و با معرفتی بود یه چیزی درگوشی به دو تا مرد دو طرفش گفت و صدا زد.
آقای آذری اینجا جاهست بفرما.
حاج آقا ستوده میگن توی نماز جماعت بهتره صفا منظم پیوسته و شونه ها به هم متصل باشه. به قول معروف «جوینده یابنده است »
- از این بهتر نمی شه، خدایا شكرت، سر بزنگاه نذاشتی آبروی ما بره و از خونت بیرونم نكردی. نماز آقای ستوده طبق معمول طولی نكشید.
ولی نمی دونم چرا نماز عصر رو تندتر می خونه!
السلام علیكم و رحمه الله و بركاته، ان ا... و ملائكه یصلون علی النبی ...
خیلی ها مثل پرنده از قفس آزاد شده در حال بیرون رفتن صلوات می فرستادن! آقای آذری هنوز یك نماز دیگه داشت. ماه رمضون برنامه حاج آقا ستوده با بقیه سال تفاوت داشت.
نماز عصر كه تموم می شد ربع ساعت منبر می رفت، اما منبرشم با منبرای دیگه متفاوت بود.
اول اگه مستمعین سوالی داشتن می پرسیدن و خیلی وقتا می شد كه وقت به پاسخ به سوال می گذشت و دعا می كرد و پایین می اومد.
- السلام علیكم و رحمه ا... و بركاته، ا... اكبر، ا... اكبر، ا... اكبرمی خواست بدونه نماز عصرش تمام شد. نیم خیز شد كه بره بیرون.
- خب دوستان عزیز در خدمتیم اگر پرسشی هست بفرمائید؟ آقای آذری در انتظار بود .مردم چه می پرسند؟ كسی چیزی نپرسید.
- خب همه می دونیم كه نماز ارتباط انسان با مبدأ هستی و نیاز عمیق موجودی فقیر با خداوند بی نیازه.
انسان در اوج بحران ها، سختی ها، وسوسه ها با پناه بردن به نماز و در پرتو ا... اكبر، ایاك نعبد و ایاك نستعین خودش رو از همه چیز و همه كس رها می كنه و با قلبی سرشار از لطف و رحمت الهی همه حوادث ریز و درشت زندگی رو پشت سر می گذاره.
- خودش رو جابجا كرد،
انگاری یكی می گفت پاشو. یكی هم می گفت چه میشه ده دقیقه دندون رو جیگر بذاری و بشینی. اینقده آدم ناسپاس! همین نیم ساعت پیش تو یه معامله كاسب شدی، گوشا رو تیز كرد آقا می گفت:
- بله دوستان من اینجاست كه آدم احساس می كنه یه ربات نیس، كوكش كنند و كر و كور خم و راست بشه، احساس نمازگزار حس ماهی توی آبه!
احساس یه دوست كه همش منتظره تا فرصت دیدار فراهم بشه و هرگز نمی خواد این زمان سپری بشه.
- ما رو باش، باز جای شكرش باقیه كه حداقل نماز ظهر و عصر و به جماعت می خونیم وگرنه
... به خودش نهیب می زنه گوش كن ببین این بنده خدا برای تو داره حرف می زنه.
- در آموزه های اسلامی به نیایش كردن پس از نماز واجب توصیه مون كردن. حتی هشدار داده شده كه مبادا دعا كردن بعد از نماز واجب رو ترك كنیم. ارزش این دعا و تعقیبات مقایسه میشه با ارزشی كه نماز واجب بر نافله داره.
- خداییش خیلی بزرگه، سلام نماز و نگفته در مغازه ایم، خدایا شكرت!
- در تفسیر آیه 7 و 8 سوره انشراح از امام معصوم نقل شده كه:
«هر گاه از نماز واجب فارغ شدی، پس قیام كنی به دعا به سوی پروردگارت و رغبت كنی به
سوی پروردگارت به سوال و درخواست .»
حالا شما فكر می كنین وقتی نمازگزاری كه كار ضروری هم نداره، سریع جای نمازش رو ترك می كنه و از مسجد می زنه بیرون چقدر اشتیاق داره به اینكه با خدای مهربون عاشقانه راز و نیاز كنه.
- آقای آذری لااقل امروز به ثواب رسیدی.
لااله الا ا... بر شیطون وسواس خنّاس لعنت.
سید محمد عبداللهی
منبع:   http://tasbeh.mihanblog.com/



برچسب ها :
حدیث ,  حدیث نماز ,  نماز ,  داستان نماز ,  شعر نماز ,  نماز ائمه ,  حضور قلب در نماز , 

موضوع :
داستان نماز ,