یك روز كه پیغمبر(ص)

از گرمی تابستان

همراه علی می رفت

در سایه نخلستان

دیدند كه زنبوری

(ادامه شعر در ادمه مطلب...)


طعم صلوات-شعر

یك روز كه پیغمبر(ص)

از گرمی تابستان

همراه علی می رفت

در سایه نخلستان

دیدند كه زنبوری

از لانه خود پر زد

آهسته فرود آمد

بر دامن پیغمبر(ص)

بوسید عبایش را

دور قدمش پر زد

بر خاك كف پایش

صد بوسه ی دیگر زد

پیغمبر از او پرسید

آهسته بگو جانم

طعم عسلت از چیست؟

هرچند كه می دانم!

زنبور جوابش داد

چون نام تو می گویم

گل می كند از نامت

صد غنچه به كندویم

تا یاد تو را هرشب

چون گل به بغل دارم

هر صبح كه برخیزم

در سینه عسل دارم

از قند و شكر بهتر

خوش تر ز نبات است این

طعم عسل از من نیست

طعم صلوات است این

منبع:http://tasbeh.mihanblog.com/

شاعر:افشین اعلاء




برچسب ها :
تسبیح ,  نماز ,  پوستر نماز ,  حدیث نماز ,  داستان نماز ,  شعر نماز ,  طعم صلوات , 

موضوع :
شعر نماز ,