حضرت موسی(ع) و نماز

حضرت موسی وقتی كه همراه زن و فرزندش به سوی مصر باز می گشت در بیابان صور ، و در آن تاریكی كه همسرش هم كمی بد حال شده بود ناگهان از جانب طور آتشی مشاهده نمود، رو به همراهان و خانواده اش كرد و گفت : شما همین جا بمانید من آتشی را دیدم شاید شعله ای از آن برای شما بیاورم و یا راهی پیدا كنم. موسی بسوی آتش روان شد.چون نزدیك آن رسید.درخت سبزی را دیدكه از آن آتش شعله وراست و چون نزدیك رفت ندای جان بخشی از سمت راست آن درخت به گوشش خورد، كه می گفت:همانا من خدای یكتا ، پروردگار جهانیانم، ای موسی من پروردگار توام كفش خویش را بیرون آور كه در سرزمین مقدس طور هستی و من تو را برگزیده ام.پس به وحی من گوش دار كه من خدای یكتا هستم، كه معبودی جز من نیست مرا پرستش كن و به یاد من نماز برپادار . می بینم كه در این آیه خداوند بزرگ بعد از شناساندن خود اولیندستوری كه می دهد سفارش به پرستش و عبادت و برپاداشتن نماز است.

منبع:http://tasbeh.mihanblog.com/




برچسب ها :
تسبیح ,  نماز ,  پوستر نماز ,  حدیث نماز ,  داستان نماز ,  شعر نماز ,  حضرت موسی(ع) و نماز , 

موضوع :
حدیث نماز ,  نماز پیامبر(ص) و ائمه ,  انبیا و نماز ,