http://s5.picofile.com/file/8125447350/jang_4_jpg%D8%B3%D8%B3%DB%8C%D8%B3%DB%8C.jpg


با سلام خدمت همه دوستان...
در ادامه مطلب آثار تربیتی و اجتماعی
نماز جماعت رو یاد آور شدم...
کمی طولانیه ولی خب ارزشش رو داره...

آثار ، اجتماعى و تربیتى نماز جماعت


 

آثار اجتماعى

تعهد
میان ادیان و مكاتب, اسلام بیشترین توجه را براى مراعات و حقوق انسانها قائل شده و به عنوان حق الناس در جایگاه عدالت اجتماعى آن را مطرح كرده است. هنگام برپایى نماز جماعت مومنین ملزم به مراعات آداب و احكام نماز از جمله غصبى نبودن مكان نماز هستند, به این معنا كه هرگاه مومن سجاده خود را قبل از سایرین در محل نماز گسترده باشد دیگران حق ندارند آن را برداشته و خود در آن محل به نماز بایستند. همین تعهد در وجود جمع نمازگزار ملكه شده و در سایر امور آنها نیز سرایت داده مى شود و ناخودآگاه تبدیل به یك رفتار اجتماعى مى گردد.
تعهد به حضور مستمر و منظم در نماز جماعت نیز تمرینى است براى سایر تعهدات ملى و مذهبى, به بركت این اخلاق پسندیده محیط كارى و زندگى از یك امنیت و آرامش مطلوب برخوردار مى شود و از سوى دیگر به تنش زدایى كمك چشم گیرى مى كند. احساس مسئولیت قطعا انسان را به تعهد وادار مى كند و سبب حل بسیارى از مشكلات اجتماعى مى گردد. به عنوان مثال در محیط كارى پاسخ به موقع به نیاز ارباب رجوع, احساس عاطفى و صمیمى آنها را به دنبال خواهد داشت, كه هرگاه این نوع برخورد در همه محیطهاى كارى و زندگى اجرا شود, جامعه از یك امنیت نسبى برخوردار خواهد شد و اعتماد همگان را جلب خواهد كرد و مشاركت و همكارى را نیز به دنبال خواهد داشت.
 
 

همدردى و...
با تجدید حضور در نماز جماعت پیوند عاطفى و معنوى نیز تجدید مى گردد. حضور معنوى كه عامل گسترش مشتركات معنوى مى باشد, جمع نمازگزار را به همسویى و همفكرى فرا مى خواند و این احساس در آنها به وجود مىآید كه بنىآدم اعضاى یكدیگرند و بنابراین نباید از درد و رنج هموطنان خود غافل بشوند. و همین احساس از قوه به فعل تبدیل شده و افراد مومن را به سراغ دردمندان مى فرستد و با حضور فیزیكى و معنوى باعث تسكین آلام آنها مى گردد.
در جبهه عمل نیز این رفتار به سایر مومنین انتقال داده مى شود و عزم همگان براى رفع گرفتاریها و احیإ آرامش روانى در جامعه فراهم مى گردد. همدردى و همدلى با مومنین در مكتب انسان ساز اسلام سرآغاز خردمندى است, بعد از ایمان به خدا, و در منابع روائى بدان توصیه شده است.
یكى از علل شاد كردن قلب مومن كه در روایات به آن توجه شده است این است كه فرد مسلمان با انگیزه شاد كردن دل مسلمانى, با حضور سبز خود بار سنگین درد و رنج را از دوش برادر خود برگرفته و خود را با او شریك مى داند و عامل امیدوارى براى آنهاست و از سوى دیگر احساس همبستگى, مودت, همكارى بین اقشار مردم مسلمان زنده و با طراوت پابرجا مى ماند و آثار مطلوب آن در پرورش و تربیت نسل آینده متجلى مى گردد.
بى شك شكوه و عظمت همدردى در نمازهاى جماعت بیش از سایر اجتماعات خواهد بود و به علت حضور مستمر مردم بدین سان پایه هاى بهداشت روانى در جامعه متزلزل نخواهد شد و جامعه از ابتلا به بیمارى دردناك (بى تفاوتى) نجات پیدا خواهد كرد. به قول روانشناسان در اثر ممارست فكرى و عمل مردم در سه وعده نماز جماعت به درونى شدن این افكار و رفتار منجر خواهد شد. و یك زندگى ایده آل را براى نسل امروز و آینده تدارك خواهد دید. احساس همدردى و همفكرى زمانى پدیدار مى گردد كه برادرى از درد و رنج برادرش مطلع شود و آن را درك كند.
این احساس در اجتماع جماعت نمازگزار به راحتى قابل رویت و لمس مى باشد. كه مومنان در كنار هم قرار گرفته ضمن عبادت از حال یكدیگر نیز باخبر مى شوند و با هم تشریك مساعى مى نمایند و در صورت عدم حضور دوستى, سراغ او را مى گیرند. و چه بسا در پى او به تكلف نیز مى افتند. اسلام همدردى با سایر بندگان را امرى ضرورى تلقى مى كند و آن را عامل ثبات و آرامش جامعه مى داند. زمانى كه سپاه معاویه به یكى از شهرهاى بلاد اسلامى حمله مى كردند و خلخال از پاى زن یهودى درآوردند, مولاى متقیان فرمودند: اگر مسلمانى از این غصه بمیرد جاى سرزنش نیست. همدردى و همدلى در پایدارى ارزش هاى اسلامى نقش خوبى را ایفا مى كنند و یك حالت عرفان در دلها به وجود مىآورد كه همگان را به سوى معنویت سوق مى دهد.
الكسیس كارل مى گوید: ((احساس عرفانى جنبش است كه از اعماق فطرت ما سرچشمه گرفته است و یك غریزه اصلى است, انسان همانطور كه به آب نیاز دارد, به خدا [ ومعنویت] نیز محتاج است, اما آنچه كه این احساس را پدید آورده یا بیزار كرده نقش اساسى را دارد.))(10)
امام صادق(ع) فرمودند: مومن برادر مومن است, چشم و راهنماى اوست به او خیانت نكند و به او ستم نكند و او را گول نزند و با او وعده خلاف نكند.(11)
در موردى دیگر امام چنین مى فرماید: ((مومن برادر مومن است چون یك تنند و اگر یكى را دردى رسد, در دیگر پاره هاى تن دریافت مى شود, و روحشان از یك روح است و براستى روح مومن به روح خدا پیوسته تر است از پیوستن پرتو آفتاب بدان.))(12)
با توجه به توصیه هاى امام بر همه مومنان لازم است كه در هر حال از احوال یكدیگر باخبر بشوند و تا عضوى از اعضإ پیكر اسلامى آرام نگیرد آنها نیز آرامش نداشته باشند.
 
 

دوستى ها
از آنجا كه انسان موجود اجتماعى است در روابط اجتماعى ناگزیر از انتخاب دوست مى باشد. مى توان گفت یكى از اركان (وحدت) معاشرتها و دوستى هاى صحیح و سالم در مكان هاى نمازجمعه و جماعت است كه در اثر آشنایى و دیدارهاى روزانه به شكل احسن انتخاب دوست میسر مى باشد. و حتى ادامه دوستى این گونه افراد مى تواند در روز قیامت هم به صورت شفاعت چهره بنمایاند. ((این گروه مى توانند در چارچوب اذن الهى درباره افراد خاصى كه روابط معنوى آنان با خدا برقرار بوده و پیوند روحى آنها با شفیعان الهى نگسسته باشد, درخواست آمرزش گناه وطلب مغفرت بنمایند. لازم به ذكر است شفاعت مخصوص افرادى است كه خداپسندانه وارد صحنه قیامت گردند و از گناهانى كه سلب شایستگى شفاعت را مى كنند برحذر باشند.))(13)
دوستانى كه در نماز جماعت انتخاب مى شوند براساس تولى و تبرى است و از اعتیاد و قاچاق و... سر درنمىآورد, دوستانى كه با معیارهاى دینى برگزیده شده اند همواره موجب زینت و سرافرازى انسان بوده اند نمونه هاى بارز این گونه دوستى ها را در دفاع مقدس به وضوح مشاهده كرده ایم كه چگونه تا پاى جان دوستان زخمى خود را از صحنه نبرد خارج مى كردند. و نكته مقابل این نوع دوستى, دوستى افراد غیر صالح و غیر منفى است كه غالبا به هنگام گرفتارى نه تنها از دوست خود حمایت نمى كنند, بلكه او را لو مى دهند و یا تنها رها مى كنند!
قرآن مى فرماید: ((ویوم یعض الظالم على یدیه یقول یا لیتنى اتخذت مع الرسول سبیلا (14) یا ویلتى لیتنى لم اتخذ فلانا خلیلا لقد اضلنى عن الذكر بعد اذ جإنى وكان الشیطان للانسان خ(15)ذولا))
به خاطر بیاور روزى كه ظالم دست خویش را از شدت حسرت به دندان مى گزد و مى گوید: اى كاش من با رسول حق راه دوستى و اطاعت پیش مى گرفتم. اى واى بر من كاش فلان را دوست خود انتخاب نكرده بودم او مرا از یاد حق گمراه ساخت, بعد از آنكه آگاهى به سراغ من آمده بود و شیطان همیشه مخذول كننده انسان بوده است. بنابر فرموده مفسران, این كار شاید به خاطر این باشد كه این گونه اشخاص هنگامى كه به گذشته خویش مى نگرند خود را مقصر مى دانند و تصمیم بر انتقام از خویشتن مى گیرند و لذا پشت دست خود را گاز مى گیرند.
حضرت على(ع) مى فرمایند: ((همنشینى با دوست عاقل روح را زنده مى كند)).(16)
و نیز مى فرمایند: ((با دانشمندان و حكما مجالست و همنشینى كردن عقل ها را زندگى مى بخشد و نفوس را از بیماریهاى اخلاقى شفا مى بخشد.))(17)
در منابع روایى آمده است كه انسان با هر چیزى كه مونس شده و آن را دوست داشته باشد روز قیامت با همان محشور مى شود.
 
 

نقش تربیتى
تربیت زمینه ساز شكوفایى و تقویت رفتارها و اخلاق و آداب صحیح براى زندگى بهتر است .
سالیان متمادى علماى تربیتى با تلاش خود سعى در پیدا كردن راه حلهاى مناسب براى تربیت بوده اند, اما على رغم زحمات انجام شده هنوز هم بشر نتوانسته است به یك تربیت ایدهآل دست یابد, یك فرد مسلمان براى تربیت به ابزار و لوازمى نیاز دارد كه خمیر مایه آن از منابع اسلامى دریافت مى شود مگر نه این است كه ما معتقدیم اصول اولیه تربیت توسط انبیإ الهى به دست بشر رسیده است بنابراین قبل از آنكه سراغ كتب و علوم جامعه شناسى, روان شناسى و تربیتى برویم بهتر است به منابع اسلامى و در رإس آنها به كتاب خدا رجوع كنیم. خداوند در كلام خود مى فرماید: ((یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبى))(18) اى اهل ایمان (با رسول با ادب سخن بگویید) فوق صوت پیامبر صدا بلند نكنید كه اعمال نیكتان (در اثر بى ادبى) محو و باطل شود و شما فهم نكنید.
در این آیه شریفه اشاره به حفظ حرمت مربى شده كه متربى ملزم به رعایت آن مى باشد. به این معنا كه هرگاه انسانهاى هدایت نیافته و تربیت نشده به دیده عظمت و بزرگ به مربى خود ننگرند. در سخنان تربیتى او راهكارهاى تربیتى پیدا نخواهند كرد. و از نظر عمل خداوند سبحان در آداب نماز سلسله مراتب را به اینگونه مشخص كرده است كه شخص نمازگزار ابتدا با تكبیره الاحرام وارد نماز مى شود و در ركعت دوم شهادت به رسالت پیامبر خدا مى دهد و در پایان نماز با درود به صالحان نماز را به پایان مى رساند.
نكته تربیتى این جاست كه جمع نمازگزاران به جماعت, طبق یك تربیت اسلامى كه ریشه آن در خانواده ها بنا نهاده شده احترام به امام جماعت, افراد مسن و سایر افراد مومن را به فراخور حال و موقعیت معنوى و... رعایت مى كنند. امور تربیتى غالبا با روان سر و كار دارند تا با جسم و آنچه از تربیت در رابطه با جسم بكار گرفته مى شود اكتسابى است از این رو حضور در جمع تربیت شده مى تواند راه سهل و آسان كسب آداب و اخلاق مقبول جامعه اسلامى را در اختیار جمع نمازگزار قرار مى دهد.
علماى تربیتى نیز به این مطلب اذعان دارند كه اجراى مناسك دینى به منزله یادآورى و بازخوانى عقاید دینى است ((و تقید و التزام به قواعد و قوانین اخلاقى, نوعى در قید شدن است و انسانهاى خویشتن دار بهتر مى توانند این قید را بر خویشتن تحمیل كنند. مناسك دین نوعى تمرین براى خویشتن دارى و تحمل قیود است و مى تواند مقاومت در برابر جاذبه هاى نفسانى را افزایش دهد و موانع زیست اخلاقى را كم كند. ))(19)
از دیگر نكات تربیتى نماز جماعت مى توان به وقت شناسى اشاره كرد. حاضر شدن منظم و مستمر بر سر نماز جماعت نوعى نظم در زندگى و سایر امور دینى آنها به وجود مى‌آورد به ویژه نظم در انجام فریضه نماز هر چند در غیر نماز جماعت بكند.
خلاصه اینكه نماز جماعت مكان مقدسى است براى عروج به درجات عالى انسانى و رشته اى است براى پیوند دلها و تفكرها در جهت استحكام اتحاد و همبستگى و منبعى است براى تقسیم مهربانى ها و صفا و صمیمیت ها.
 
 

پى نوشت ها:
1 . طه / 14.
2 . پرستش آگاهانه, ص158.
3 . همان, ص159.
4 . توبه/ 18.
5 . نماز و زندگى, هشتمین اجلاس سراسرى نماز (مقالات) ص112.
6 . اصول كافى, ج3, ص269.
7 . همان, ص251.
8 . رعد / 22.
9 . انفال/ 4 ـ 3.
10 . نماز و زندگى, ص124.
11 . اصول كافى, ج3, ص255.
12 . همان.
13 . تفسیر نمونه, ذیل آیه شفاعت.
14 . فرقان / 28 ـ 27.
15 . همان.
16 . مروارید غلطان (سخنان ائمه((ع))) ص64.
17 . همان.
18 . حجرات / 2.



20 . پایگاه جامع تسبیح (tasbeh . mihanblog .com)

 




برچسب ها :
نماز جماعت ,  فضایل نماز جماعت ,  آثار تربیتی نماز جماعت ,  آثار اجتماعی نماز جماعت ,  آثار فرهنگی نماز جماعت ,  آثار نماز جماعت ,